مکتب ما
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:26
جوان بودیم. ه. به اردک آبی میگفت مرغابی. س. رفیقترین بود. چقدر با بقیهشان میخندیدیم. برنامهی کنکور دادن به س. وقتی روی تردمیل میدویدم یادم نرفته. یک ساعت تلفن حرف زدن خیابان وصال با ه. را یادم نرفته. آن مرد سه سال زندگیام، همان ماههای اول خشمگین نشست و از نفرتش از اینان گفت. من؟ با تکتکشان بهمرور قط...